بالاخره همیلتون!  - انگشتان کره بادام زمینی

بالاخره همیلتون! – انگشتان کره بادام زمینی


بالاخره خودم را برای “جمعه شب” در “اتاق” پیدا کردم!

پس از سالها تلاش برای دیدن همیلتون ، من موسیقی را به تنهایی دیدم و از انتظارات من فراتر رفت.

من می خندیدم که همیلتون نمایشی بود که نمی توانستم ببینم چون هر بار که بلیط داشتیم چیزی بیرون می آمد و ذهن ما را مختل می کرد. در زمستان 2017 رایان با بلیطی برای دیدن همیلتون در شهر نیویورک برای کریسمس من را غافلگیر کرد ، اما ما در حالی که در دوران بارداری رایدر واقعاً مبتلا به آنفولانزا بودم ، سفر خود را لغو کردیم. در آن زمان من در لیست انتظار برای خرید بلیط بودم تا ببینم همیلتون وارد شارلوت می شود و هر روز در قرعه کشی شرکت می کند و من نمی توانم تماشا کنم. مادرم ما را با بلیط هایی برای بزرگداشت روز تولد من غافلگیر کرد ، زمانی که قرار بود آهنگ به جکسون ویل بیاید و به دلیل همه گیری دو بار متوقف شد.

سرانجام ستارگان همزمان شدند و مادرم ، رایان و من عصر جمعه به دیدن نمایش در مرکز هنرهای نمایشی تایمز یونیون در جکسون ویل رفتیم و واقعاً سرگرم کننده بود. (به پاپ فریاد بزنید تا با سه پسر دیوانه ما جای خود را بگیرید!)

(بالا: WAYF / دامن: فلین اسکای (سابق) / صندل: Tkees / کیف: کویانا)

بدیهی است که من تحت تأثیر موسیقی و اشعار نمایشهای موسیقی قرار گرفتم ، اما دیدن همه آنها بلافاصله بسیار خاص بود. من در این مدت سه ساعته می خندیدم و گریه می کردم و تمام تلاشم را می کردم که یک میلیون بار آواز نخوانم.

مدت کوتاهی پس از درگذشت همیلتون ، از گذراندن وقت با مادرم و رایان لذت بردم و همه ما قبول کردیم که بازی های کسانی که بازی می کردند و توانایی آنها در خواندن و خواندن سریع آهنگهای دشوار تعجب آور نبود. من از قبل مشتاقم که دوباره آن را ببینم.

برای طرفداران همیلتون ، دوست دارم نظرات شما را در مورد برنامه بشنوم. لحظاتی بود که در حین گوش دادن به موسیقی در خانه تحت تأثیر رادار من قرار گرفت. من روند اجرای مجدد فیلم “رضایت” با شخص را دوست داشتم و از طریق نبرد با ژنرال لی (در طول آهنگ “دست راست”) شخصاً نیز بسیار جالب بود. و شاه جورج همه جور خنده دار بود!

شنبه

سفر ما به جکسون ویل این آخر هفته احتمالاً فقط هدف ما از دیدن همیلتون بود اما شما معتقدید که همه ما برای مدتی به اندازه کافی با خانواده ایده هایی داشتیم. روز شنبه ، پدرم و رایان دوچرخه ای 50 مایلی را که رایان منتظرش بود ، سوار شدند ، زیرا او در چند هفته آینده Half Ironman می آید.

پدر من سالها دوچرخه سوار بوده است و رایان می گوید این هفته ها را به عنوان “اردوی دوچرخه سواری” با پدرم تصور می کند. می دانم که او از توصیه و راهنمایی پدرم بسیار سپاسگزار بود و به جایی بازگشت که والدینم از سفر خود خوشحال بودند.

ما تمام شنبه خود را در ساحل در بهشت ​​پسران گذراندیم!

استخرهای آب این هفته صخره ای بودند و چیس و رایدر مدت زیادی را در راه رفتن و بازی در شن گذراندند. آنها دوست دارند در کنار اقوام خود باشند تا در فصل دیگری از ساحل نیز به آنها بپیوندند!

شنبه شب ، ما به خانه لسلی و راس رفتیم زیرا آنها فقط در حیاط خلوت یک ساختمان بزرگ ایجاد کرده بودند و ما منتظر دیدن آن نبودیم.

کل فضا عالی به نظر می رسد و ما وقت زیادی را در شب به تماشای بازی بچه ها در بیرون می گذاریم ، در حالی که برای غذا غذا می کاویم و ساندویچ بستنی می خوریم قبل از بازگشت به محل خواب والدینم.

یکشنبه

سفر ما به فلوریدا بسیار کوتاه به نظر می رسید و متأسفیم که صبح یکشنبه از شما خداحافظی کردیم. اکثر روزهای یکشنبه ما در راه بازگشت به شارلوت بودند و خوشبختانه رانندگی آسان بود ، گرچه او برای پسران ما اصلا نمی خوابید. (این به من آسیب می رساند که رت به طور مستقیم حتی پس از 6 ساعت سواری از خوابیدن در ماشین خودداری می کند!)

وقتی به خانه رسیدیم ، برای پیاده روی / دوچرخه سواری در محله رفتیم زیرا هر دوی ما می خواستیم پاهای خود را دراز کنیم و سپس بقیه شب را قبل از رفتن به سر کار برای مدتی بگذرانیم که روز دیگر از آن غفلت کردم. پس از آن رایان را به رختخواب انداختم و کمتر از 10 دقیقه از خواندن کتابم خوابیدم.

برنامه های این هفته به استثنای آخر هفته که Chase به دلیل دو روز کار معلم به مدرسه نرفت ، خوب به نظر می رسد. امیدوارم چهارشنبه به اینجا برگردم اما تا آن زمان ، امیدوارم بچه ها هفته خوبی را گذرانده باشید! از متوقف کردن PBF امروز متشکریم!

وبسایت https://mdiet.ir
نوشته ایجاد شد 2515

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نوشته های مرتبط

متنی که میخواهید برای جستجو وارد کرده و دکمه جستجو را فشار دهید. برای لغو دکمه ESC را فشار دهید.

بازگشت به بالا