ماهیگیری ، دوچرخه سواری و تهیه غذا

ماهیگیری ، دوچرخه سواری و تهیه غذا


هی ، هی! دوشنبه هری است! بچه ها امروز چه احساسی دارید؟ ما یک هفته عالی داشتیم و با ورود به هفته احساس نمی کنم که به زندگی باز می گردم تا بتوانم بگویم برنده هستم.

شنبه

صبح شنبه ما خانواده را شروع و تقویت کردیم! رایان تمرینات زیادی انجام داد – شنا در اقیانوس ، دوچرخه سواری در ماشین ما و دویدن در محله های ما. او در نظر دارد در پایان ماه اکتبر در یک رشته سه گانه ثبت نام کند و من تا به حال تحت تأثیر تحصیلات او قرار گرفته ام. رایان موتورسیکلت ندارد بنابراین در حال حاضر مانع است (آنها همچنین بسیار ارزان هستند – چیزی که نمی توانید فقط در یک مسابقه بخرید) اما او با دوستان دیگر و منطقه اجاره دوچرخه صحبت می کند. این بسیار خوشحال کننده بود که می دیدم او از تحصیل به قدری ناامید شده است که باعث می شود یک مسابقه طولانی را از دست بدهم. صادقانه بگویم که من گاهی اوقات نیم روز ماراتن خود را از دست می دهم ، اما من هم تمرینات تناسب اندام خود را دوست دارم و نمی خواهم بخشی از نقاط قوت خود را برای مدت طولانی تغییر دهم ، بنابراین ما اینجا هستیم.

رایان زود بیدار شده بود تا کابین سه گانه خود را شروع کند ، اما در نهایت من و بچه ها دوباره بلند شدیم و ما او را تحسین کردیم وقتی در راه ما به پایان تمرین می دوید. سپس من رت را روی تخت گذاشتم و به تنهایی ورزش کردم!

چیس و رایدر تشک های فشرده ای را در نزدیکی من درخواست کردند و 2.5 ثانیه با آنها کار کردند و تصمیم گرفتند که دوچرخه سواری و روروک مخصوص بچه ها لذت بخش تر از ورزش زنان باشد. رایان در پایان بچه های بزرگتر را به دوچرخه سواری رساند و تمرین را که از پارک Burn Boot Camp بیرون آوردم به پایان رساندم.

آیا آن روزهایی را دارید که احساس می کنید از ورزش بیشتر از آنچه که باید احساس رضایت می کنید؟ هرگز احساس نمی کردم که روز شنبه بیش از حد به خودم فشار بیاورم و ورزش کنم ، اما مردان عرق می کنند که عرق روی صورت من (و زانوهایم!) می تواند بیشتر به شما بگوید. من رطوبت را مقصر می دانم!

بعد از اتمام تمرین و مهمترین حمام ، لباس پوشیدم و آماده شدم قبل از اینکه رت بیدار شود و همه ما برای جشن تولد به دریاچه دیویدسون رفتیم.

(Tank Top / Headband / Shorts / Tank Rhett / Rhett’s Shorts / Rhett’s Moccasins)

یکی از دوستان پسر JJ هفته گذشته چهار ساله شد و جشن تولد یک ماهیگیر را مانند سال گذشته انتخاب کرد که برای پسران ما در راه بود. (<- اوه ، نه ، عکسهای من از جشن تولدش در سال گذشته مرا به عقب آورد. به پسر بچه رت نگاه کنید!) من مطمئنم که هر کودک در مهمانی یک ماهی گرفت که صبح را مفرح کرد.

بعد از خداحافظی با جی جی و دوستانم ، با تلفن همراهم به ورودی کلیپ های بزرگ نگاه کردم و دیدم که اطراف خانه ما منتظر نیست ، بنابراین من برای هر سه پسر رزرو کردم تا موهایم را کوتاه کنند.

احساس می کنم تیم ما نیمی از مکان را گرفته است! ها! او کار فوق العاده ای انجام داد و شما معتقدید که من برخی از مدل موهای خود را نجات دادم زیرا این اولین مدل موی کوتاه رت بود! من با زنان دیوانه دیوانه شدم و در نهایت از ترفندهای چیس و رایدر نیز صرفه جویی کردم ، زیرا فکر می کردم مقایسه یک طرفه تماشای یک روز سرگرم کننده خواهد بود.

وقتی به خانه رسید ، رت برای خواب دوم آن روز آماده بود و در حالی که من کار می کردم و رایان بچه های بزرگتر را سرگرم می کرد ، راحت خوابید. من همچنین برای عکسبرداری از برخی از تصاویر رنگی در صفحه اجتماعی آنها به کمک احتیاج داشتم ، بنابراین رایان قبل از اینکه رت بیدار شود و همه ما آماده خوردن غذا باشیم ، در این مورد به من کمک کرد.

غذا خوردن را تمام کردیم و صبح زود قبل از اینکه من و رایان بتوانیم کمی قبل از خواب بخوابیم با پسران تماس گرفتیم.

یکشنبه

صبح یکشنبه با بچه های سختی شروع شد که به هوای تازه نیاز دارند. ما دور همه می چرخیدیم و گروه خود را برای پیاده روی / دوچرخه سواری در محله می بردیم. این برای همه مفید بود و ما با ایده بهتری به خانه آمدیم.

وقتی به خانه برگشتیم ، بچه ها در داخل و اطراف خانه بازی می کردند در حالی که رایان کارهای خانه را انجام می داد و من لباس ها را می شستم و داخل را می شست. مادر شوهرم ساعت 11 صبح برای همراهی رایان و فرزندان بزرگترش در مسابقات فوتبال جوانان رایان آمد. من همچنین به رت تکیه دادم زیرا اوقات فراغتش بود و در خواب کار می کرد. من همچنین یک برنامه Instacart ارسال کردم و کمی غذا برای هفته آینده برنامه ریزی کردم.

در اینجا برخی از وعده های غذایی ما در این هفته آمده است:

وقتی سفارش Instacart من رسید و رز در خواب بود ، من و رت برای اولین دوچرخه سواری خود در اطراف محله حرکت کردیم!

من اخیراً به Rhett یک کلاه دوچرخه بچه سفارش دادم و او دوست داشت برای مدتی در صندلی دوچرخه جلویی که از رایدر گرفتیم سوار شود. این یک سفر بسیار هیجان انگیز بود و رت مشغول تماشای دو طرف زمین بود که در زیر آن پرواز می کردند.

وقتی برگشتیم ، فکر کردم رت دوباره برای استراحت آماده است ، بنابراین او را زمین گذاشتم و شروع به کار در آشپزخانه و تهیه خورشت برای خوردن گروهمان کردم. رایان و گروه به محض این که من یک نوشیدنی در گلدان فوری خوردم به خانه رسیدند و رز در آنجا نماند ، بنابراین ما در حیاط ماندیم و تا شام ، حمام ، اخبار و تمام شب در خانه قدم زدیم.

من مجبور شدم خورش گوشت گاو را که دیشب داشتم درست کنم و همه چیز را دوباره امتحان کنم زیرا بسیار خوب بود! من از کدوی آب بسیار سرد استفاده کردم که در آبگوشت حل شده بود و آن را به یک استیک پخته و سفت با مواد اضافه تبدیل کرده بود. ما آن را بسیار دوست داشتیم!

برای کاری که می خواهیم در این هفته انجام دهیم ، اینجا هفته ای عالی به نظر می رسد و هفته اول با چیس و رایدر در مدرسه از دوشنبه تا پنجشنبه خواهد بود. (چیس همچنین روزهای جمعه به مدرسه می رود اما دبیرستان رایدر از دوشنبه تا پنجشنبه تا ساعت 1 بعد از ظهر است) امیدوارم اگر خواب رت باعث ایجاد شرایط سختی شود ، در یک هفته به من کمک کند. مثل همیشه ، از شما متشکرم که امروز وبلاگ را متوقف کردید و امیدوارم دوشنبه خوبی را سپری کرده باشید!

وبسایت https://mdiet.ir
نوشته ایجاد شد 2146

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نوشته های مرتبط

متنی که میخواهید برای جستجو وارد کرده و دکمه جستجو را فشار دهید. برای لغو دکمه ESC را فشار دهید.

بازگشت به بالا