منشا پایان آشپزخانه دخترانه سالم

منشا پایان آشپزخانه دخترانه سالم


مانند همه موارد ضروری در زندگی ، آزمایشی که در آنجا بود و آشپزخانه دختر سالم یک چالش است.

من همچنین باید همان چیزی را در زمان حضورم در سرزمین غذای برایت لاین بگویم.

پیچیده است.

مواردی در مورد BLE وجود داشت که من موهایم را پاره کردم و فکر کردم ، “چگونه اجازه دهم اوضاع بیش از حد پیش برود؟” و بسیاری دیگر که از آنها به خاطر ستارگان خوش شانسم سپاسگزارم (روابط باورنکردنی که من ایجاد کرده ام ، Bright Line Healing / Molly Larkin ، خوردن غذاهای چربی و پروتئین بالا بدون ترس).

یکی از چیزهایی که من از آن استقبال می کنم گروه های متفکر من است.

قبل از پیوستن به Bright Line Eating Solutions ، هرگز اصطلاح “گروه مغز متفکر” را نشنیده بودم. من در حال حاضر شروع به تکیه و مراقبت از روابطی که دارم و پیشرفتی که تجربه می کنم و به عنوان عضو دو گروه مدیریتی (یکی رسمی و دیگری غیررسمی) در آن زندگی می کنم ، می کنم. با تشکر از سوزان پیرس تامپسون (من شک دارم این را می خوانید ، اما اگر آن را دارید ، توجه کنید!)

چیزی که امروز در آهنگ Mastermind به آن رسیدم این است که این پست را دوباره تبلیغ کنم. متوجه می شوم که به شما قول داده ام ، اما بیایید فقط با این کار پیش برویم.

این یک تصویر فوری از تجربه ده ساله من در وبلاگ در www.healthygirlskitchen.com است.

و شروع من برخی از اعضای گروه متفکر من موافقت کردند که من باید این را اکنون بگویم.

در آخرین صفحه خود نوشتم که وقتی این وبلاگ را راه اندازی کردم ، یک سوال بزرگ داشتم و س wasال این بود که “چگونه ممکن است افراد لاغر لاغر باشند؟”

من راضی هستم که به این س onال به تنهایی پاسخ داده ام و آماده ادامه دادن هستم.

اگر احساس نمی کنید که پاسخ رضایت بخشی از من دریافت کرده اید ، به این دلیل است که من نظرات خود را در مورد نتیجه گیری خود به اشتراک نگذاشته ام ، اما خواهم داد. و پست های وبلاگ باید در انتهای پاسخ به س questionالی بی پاسخ باشد که از زمان شروع غذا خوردن در سن 15 سالگی (زمانی که اضافه وزن نداشتم) ، 32 سال پیش داشته ام.

سی و دو سال از عمرم از من ربوده شده است. شاید حتی وقتی 15 سال اول زندگی من را زمانی که “در شام” نبودم حساب کنید ، اما مادرم سعی کرد با انجام کارهایی مانند تماس با همسایه ها و گفتن آنها مراقب باشید به من اجازه ندهید زیاد غذا بخورم ، وزن من را کاهش دهد. من در خانه بودم ، یا هر بار که یخچال را باز می کردم از من می پرسیدند ، “چه می خورید؟

کریستی هریسون ، پادکست که پادکست Food Psych را در iTunes ایجاد می کند ، می گوید وقتی او برای “دزد زندگی” تماس می گیرد ، خوب عمل می کند و در آن زمان ، من خیلی موافق نبودم. خوردن ، شکل متحرک ، با همه روشهای ظریف آن ، خیلی چیزها را در زندگی من ربوده است. این کار با مدیران وزن شروع شد و با یکی از بزرگترین موانع ، خوردن خط روشن ، پایان یافت. اما اشتباه نگیرید. همه غذا هستند. حتی کسانی که خود را “راه زندگی” ، “غذای خالص” می نامند ، بله ، حتی محبوب من “همه غذا ، گیاه”. من TANI را از کریستی و همه مهمانانش آموختم. گوش دادن به این پادکست در هر فرصتی که به دست می آورم در این دوره گذار برای من آرامش بزرگی بوده است.

اگر در نهایت هر چیزی را که می خورید به هر دلیلی ممنوع کردید ، بیایید فقط موافقت کنیم که نام آن را چه غذایی بگذاریم.

و همه می دانیم که “غذا کار نمی کند!” اما ما همچنان این ایده های عجیب را نادیده می گیریم و امیدواریم که یکی از منتخبین باشیم. به به کرگدن به به جادوگری که می تواند وزن آنها را بیش از حد کاهش دهد.

با این حال ، من ترک می کنم. بازگشت به عنوان وبلاگ. در آینده در مورد این موارد بیشتر توضیح دهید.

این آغاز پایان آشپزخانه دختر سالم است.

هدف من این است که تا آنجا که می توانم آزادانه و صادقانه با شما شریک شوم که چگونه به این مکان آمدم و همه آنچه آموخته ام. این مکان دیگر تعجب آور نیست ، و من دیگر در تلاش برای بهبود اندام خود نیستم.

بزرگترین تغییر من یک شبه رخ نداد ، اما به سرعت به مدت شش ماه اتفاق افتاد.

دختران آشپزخانه سالم بخشی از وبلاگ بود ، اما من همچنین چند آزمایش را که طی یک دهه به تنهایی انجام دادم به اشتراک می گذارم.

در اینجا ساده ترین زمان وجود دارد: ابتدا آزمایش خوردن زنده بود ، پس از آن آزمایش خام گیاهخواری ، آزمایش موتور 2 ، آزمایش کامل گیاه ، آزمایش نهایی کاهش وزن ، سپس تمرین روزانه یوگا (جایی که خودم را مجروح کردم و اکنون من درد ابدی داشته باش)

علفی که بر روی شترها سقوط می کرد The Bright Line Eating Experiment بود.

و این آزمایشها تنها آزمایشاتی هستند که در ذهنم به خاطر می آورم!

پیو این خیلی آزمایش است.

جایی که من اینجا هستم یک آزمایش سازماندهی غذا خوردن است که شامل دریافت و احتمالاً دوست داشتن چیزهای قابل قبول و (به بهترین شکل ممکن) از سایر موارد است.

چند نکته وجود دارد که من احساس می کنم در این راه آموخته ام ، و این آخرین پست من خواهد بود. نمی دانم سه یا بیست دیگر هم بنویسم. گفتن آن سخت است.

یکبار صدایی از دوستم روچی کووال شنیدم ، “وقتی یک در بسته می شود ، در دیگری دیگر باز است.”

در حال حاضر احساس آرامش می کنم. و من احساس نمی کنم درهایی که اکنون به روی من باز شده اند مربوط به تغییر شکل است. امیدوارم با این مزخرفات تمام شده باشم.

بنابراین در نهایت ، آشپزخانه برای دختران سالم چه بود؟

برای من به نظر می رسد که این یک سفر گمشده بود و بعد خودم را پیدا می کنم.

دوستم کارن می گوید این یک سفر قهرمانانه است. به همین دلیل است که من فکر می کنم معنی دارد ما همه در آن هستیم

من در حال حاضر خام هستم و اولین نامه خود را برای شما می نویسم ، اما زنده خواهم ماند.

رهبران ما این کار را همیشه انجام می دهند.

نظرات لطفا کامنت را دوست دارم.

وبسایت https://mdiet.ir
نوشته ایجاد شد 2514

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نوشته های مرتبط

متنی که میخواهید برای جستجو وارد کرده و دکمه جستجو را فشار دهید. برای لغو دکمه ESC را فشار دهید.

بازگشت به بالا